گفتا دلم نخواهد!
گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد!
گفتم كه ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي كزباد صبح خيزد
گفتا هواي گرميست!آه آه! عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي ،تا گل ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سرآمد
گفتا كه اي واي دير شد!داد مامان درآمد
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 13:8 توسط محمد حسنی
|